غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد..؟!!
مبلغش هر چند فعلا قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتما تا زمستان می رسد
در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یا مفتی فراوان می رسد
چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد
شهر ،کلا شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد
آن یکی با ساز،رنگ گلپری چون می زند
این یکی با دنبکش ،بابا کرم خوان می رسد
عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد
تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدارا شکر پول کفش و تنبان می رسد
مادرم هم خنده جانانه ای فرمود و گفت
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد
بی بی ازآن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونا م،ای جانمی جان می رسد
خانعمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلا به ایشان می رسد
اصغری در پای منقل ،بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الان می رسد
خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان می رسد
موسم برداشت حتما تا زمستان می رسد
در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یا مفتی فراوان می رسد
چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد
شهر ،کلا شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد
آن یکی با ساز،رنگ گلپری چون می زند
این یکی با دنبکش ،بابا کرم خوان می رسد
عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد
تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدارا شکر پول کفش و تنبان می رسد
مادرم هم خنده جانانه ای فرمود و گفت
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد
بی بی ازآن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونا م،ای جانمی جان می رسد
خانعمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلا به ایشان می رسد
اصغری در پای منقل ،بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الان می رسد
خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان می رسد
حیف چون این حرف ها خوش بود در آن اولش
لیک اینک قبض ها دوران به دوران می رسد
این تدبر کوششی بود ی که کاهد اغنیا
لیک٬فریادش زهرعالم وآدم می رسد
پول ما گشته به پایان با دوصد اما٬اگر
کین٬بی پولی چه وقتی پس به پایان میرسد
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۳/۱۴ ساعت 11:6 توسط
|